دعای هشتم صحیفه سجادیه(جلسه هشتم)
32 بازدید
تاریخ ارائه : 7/30/2012 6:44:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

وَ مَلَكَةِ الْحَمِيَّةِ

خدایا پناه به تو می برم از حاکمیت تعصب

 

حمیة بر دو قسم است:ممدوح و مذموم

حمیة ممدوح:حفظ و صیانت از آنچه که حفظش بر انسان لازم است از

فرزند و اهل شهر که غیرت نامیده می شود.

حمیة مذموم:تکبر ورزیدن از پذیرش حق و خود را برتر دانستن از

مردم که عصبیت و حمیة الجاهلیه نام دارد.

إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى‏ وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيماً(فتح،آیه 26)

 ترجمه:براى اينكه آنها كه كافر شدند حميت‏هاى جاهليت را در دل پروريدند و خدا در مقابل آن نيروى درونى كفار، نيروى سكينت بر رسول و بر مؤمنين نازل كرد و كلمه تقوى را نيروى جدا ناشدنى ايشان كرد، و ايشان سزاوارترين كس به آن بودند و اهليت آن را داشتند و خدا به هر چيزى دانا است‏.

 رسول خدا(ص)فرمود:از ما نیست کسی که دعوت به تعصب کند یا بخاطر تعصب بجنگد و یا با تعصب بمیرد.(میزان الحکمه،13035)

نشانه های انسانهای متعصب

1- یاری ظالم

امام سجاد(ع) می فرماید:تعصب آن است که قوم خودش را بر ظلم و ستم یاری کند.(الکافی،ج2،ص308)

2- خودبرتر بینی و نفی دیگران

وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى‏ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ وَ قالَتِ النَّصارى‏ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (بقره،آیه113)

تعصب و خودبینی آنان باعث شد زیر بار اسلام نروند و علیرغم اعتراف به حقانیت قرآن،آن را نپذیرند.

3- تقلید کورکورانه

وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ (بقره،آیه170)

و چون به ايشان گفته شود آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد مى‏گويند: نه، ما تنها آن را پيروى مى‏كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم آيا اگر پدران ايشان عقل نمى‏داشتند و هيچ چيز نمى‏فهميدند و راه بجايى نمى‏بردند باز هم پيرويشان مى‏كردند؟

 

درمان تعصب

برای درمان تعصب بایستی به حق رو آورد.وهمواره در جستجوی حق بود.

بدینصورت که ابتدا باید حق را شناخت سپس به آن ملتزم شد.

عده ای با فرض حق بودن معارف ،به صراحت اعلام می دارند که ما تحمل حق را نداریم.

وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ

أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ (انفال،آیه32)

ترجمه:و آن هنگام را كه گفتند: بارالها اگر اين است حق از نزد تو پس بر ما

بباران سنگى را از آسمان و يا بياور براى ما عذابى دردناك .